پنج نکته مهم برای ادامه تحصیل در خارج از کشور- شرط اول

در این پست خواهید خواند :

در همه دنیا انسان‌های زیادی هستند که تمایل ندارند برای تحصیل یا ادامه آن، وطن خود را ترک کنند و در مقابل افرادی هستند که مایل‌اند تحصیل خود را در یک دانشگاه خارجی، در تراز جهانی شروع کنند یا پایان دهند. نظر و سلیقه هر یک از این دو گروه به نوبه خود شایسته احترام است. در این مقاله، برای گروه دوم، ملاحظاتی که باید در نظر بگیرند را مرور می‌کنیم. این ملاحظات به آن‌ها کمک خواهد کرد تا آگاه باشند که اگر بخواهند بیش از این به پیش بروند، و تمایل خود را تبدیل به تصمیم کنند، باید چه کنند؟

آنچه در اینجا به عنوان پنج نکته قابل تامل برای افرادی که تصمیم به تحصیل در خارج کشور گرفته‌اند، مطرح می‌شود، حاصل تحصیل، کار و زندگی در کشورهای مختلف جهان؛ اطلاع دقیق از آخرین وضعیت و شرایط آموزش و آموزش عالی در دانشگاه‌های دنیا؛ گفتگو با صدها استاد و دانشجوی ایرانی و غیرایرانی شاغل در دانشگاه‌های معتبر جهان؛ و به روز نگهداشتن علم خود در رشته مدیریت آموزشی، با تاکید بر آموزش عالی است. امیدوارم این نکات به شما در گرفتن یک تصمیم درست و به موقع کمک کند.

همان‌طور که گفته شد ده‌ها شرط و پیش نیاز وجود دارد که باید پیش از تصمیم‌گیری برای مهاجرت تحصیلی به یک کشور جدید در نظر بگیرید. در حالی که شرایط خاص ممکن است بسته به کشورِ مقصد؛ و مقطع، رشته و دانشگاه مورد نظر برای مهاجرت متفاوت باشد، در اینجا اولین شرط از نکات پنج‌گانه زیر را با تامل و دقت بررسی کنید و اگر سوالی داشتید از طریق کانال‌هایی که اعلام می‌شود، در ارتباط باشید.

شناخت دقیق کشور مقصد

دانشگاه یک جزیره جداافتاده از جامعه پیرامون خود نیست. تحصیل در هر دانشگاه، نمی‌تواند به شکل ایزوله و جداافتاده از شهر و کشوری انجام شود که دانشگاه در آن قرار گرفته است. به همین دلیل شما باید به‌طور کامل درباره کشوری که می‌خواهید به آن مهاجرت تحصیلی کنید، تحقیق و اطلاعات در اختیار داشته باشید. حتی در کشورهایی که به روش فدرال اداره می‌شوند، زندگی در هر ایالت با ایالت دیگر تفاوت‌های اساسی دارد.

شما یا این اطلاعات را خودتان به طور مستقیم و به وسیله تحقیق و جستجوی اینترنتی به دست می‌آورید؛ یا از این و آن و یا موسسات و افرادی می‌پرسید که کسب و کارشان این است. توجه داشته باشید که هر دو روش، خطرها و ریسک‌هایی دارند که باید به‌ آن توجه داشته باشید.

یک. خطر تصمیم‌گیری بر اساس جستجوهای اینترنتی:

اینترنت اطلاعات تقریبا کامل و منطبق با واقعیت در اختیار شما قرار می‎دهد اما اطلاعاتی که از آن طریق به دست می‌آورید، با آنچه در جریان زندگی به آن دست پیدا می‌کنید، تفاوت اساسی دارد. تحقیقات علمی معتبر نشان می‌دهد که مردم کشورهای مختلف دنیا، که به یک کشور واحد مهاجرت کرده‌اند، درک و احساس متفاوتی از غربت را تجربه می‌کنند. همچنین تحقیقات نشان می‌دهد که مستقر شدن در محیط جدید، برای مردم کشورهای دنیا، با سختی و آسانی و در نتیجه سرعت متفاوت همراه است. اینترنت، اطلاعات عمومی را در اختیار شما قرار می‌دهد و به این موضوع توجه نمی‌کند که شما از کشور ایران قصد مهاجرت تحصیلی به کشور استرالیا را دارید یا از کشور سنگاپور؟ برای مثال، بر اساس نتایج یک تحقیق، طی کردن مراحل اقامت یا به اصطلاح «جا افتادن» در کشور استرالیا برای مردم سنگاپور، به مراتب آسان‌تر از مردم هند، و برای هندی‌ها آسان‌تر از مردم ترکیه است. هر چند در تحقیقات معتبری که قابل دسترسی است برای ایرانیان، مطالعه‌ای وجود نداشته است، اما به نظر می‌رسد برای ایرانیان، جا افتادن در کشوری مانند ترکیه، به مراتب آسان‌تر از جا افتادن در کشوری مانند نروژ یا فنلاند باشد.

این مثال‌ها نشان می‌دهد که عاقلانه است اگر برای تصمیم گیری درباره کشور مقصد خود برای تحصیل، به اینترنت، در حد انتظاری تکیه کنید که از آن، به عنوان یک ماخذ ارایه اطلاعات عمومی وجود دارد.

دو. خطر تصمیم‌گیری بر اساس اطلاعات دریافت شده از دیگران:

چه کسانی می‌توانند به شما اطلاعاتی درباره ویژگی‌ها و شرایط یک کشور برای زندگی ارایه دهند؟

  • گروه اول. ایرانیانی که در کشور مقصد درس خوانده‌اند؛
  • گروه دوم. ایرانیانی که کسب و کارشان این است که برای تحصیل در کشور خارجی، دانشجو جذب کنند؛
  • گروه سوم. کسانی که در کشور خارجی یا مقصد به دنیا آمده و بومی آن هستند؛
  • گروه چهارم. ایرانیانی که در کشور مقصد، زندگی کرده‌اند یا زندگی می‌کنند.

 گروه اول نمی‌توانند منبع خوبی برای اطلاع درباره یک کشور باشند، زیرا آنها قسمتی از واقعیت را دیده‌اند. مخصوصاً اگر از زمان تحصیل آن‌ها، بیش از 5 سال گذشته باشد، در جریان آخرین تحولات نیستند. برای مثال همه گیری کرونا از سال 2018 در دنیا، تاثیرات باورنکردنی بر همه ارکان زندگی در کشورهای صنعتی و به ویژه بر دانشگاه‌ها به جا گذاشته است. با وجود به پایان رسیدن نسبی خطر اشاعه کرونا، هنوز تدریس و تحقیق استادان در اغلب کشورهای دنیا تحت تاثیر کرونا باقی مانده است و احتمالاً به طور ثابت نیز چنین خواهد شد. برای مثال تعداد واحدهای درسی که استادان می‌پذیرند کاهش یافته است و آن‌ها درس‌های خود را بیشتر به صورت آنلاین و از محیط خارج از دانشگاه بر عهده می‌گیرند. تعداد پروژه‌های تحقیقی آنان نیز به طور متوسط کمتر است و به جز استادان رشته‌های مرتبط با ایمنی و سلامت، سایر استادان معمولاً کمتر امکان دسترسی به گرنت‌های دولتی و حتی بخش خصوصی را دارند.

گروه دوم طیف وسیعی از افراد را شامل می‌شوند که باید درباره استفاده از اطلاعات آن‌ها، بسیار محتاط باشید. بسیاری از آن‌ها شاید حتی یک بار از کشور خارج نشده باشند یا تجربه‌های کوتاه-مدت و محدودی داشته باشند که آن را به شکل زیبا و جذابی ارایه می‌دهند که هر آدمی به آن اعتماد می‌کند. حتی آن‌ها که مدت خیلی کوتاهی برای یک مقطع، در یک دانشگاه حضور داشته و زندگی را در آن کشور، به طور مستقیم تجربه نکرده‌اند، از طریق تبلیغات رنگارنگ و سخن گفتن‌های جذاب اما فریبنده، اطلاعاتی را در اختیار دیگران می‌گذارند که اگر صددرصد اشتباه نباشد، فقط قسمت کوچکی از واقعیت زندگی در کشور مقصد را عرضه می‌کند. اگر در معرض چنین تبلیغاتی بوده و هستید، در نظر داشته باشید که شما نمی‌توانید دو، چهار یا بیشتر از عمر خود را در یک دانشگاه خارجی تحصیل کنید و تصور کنید که تحصیل در دانشگاه، مانند زندگی در یک جزیره کوچک است که ارتباطی با سیاست‌های اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی آن جامعه ندارد. شاید هدف کسانی که از طریق چنان تبلیغاتی قصد جلب نظر شما را دارند، فریفتن شما نباشد اما چون تجربه بسیار محدودی، از طریق زندگی دانشجویی یا احتمالاً زندگی در اقامت‌گاه‌های دانشجویی دارند، فقط قسمتی از واقعیت را دیده‌اند و یا اطلاعات خود را از طریق شنیده‌ها، و جستجوهای اینترنتی دریافت کرده‌اند. اطلاعات آنها یک جانبه و نگاه آنها اغلب کوته نظرانه است و تصویر جامع و درستی از تمام آنچه پیش روی شما قرار خواهد گرفت را به شما نمی‎دهد. این آن‌ها نیستند که باید از ورود به این حوزه حساس از زندگی سایر افراد دست بردارند، این شما هستید که باید در انتخاب «مرجع» و «مشاور» خود حساس و دقیق باشید.

گروه سوم مرجع خوب و قابل اعتمادی برای کسب اطلاعات برای زندگی در یک کشور هستند، زیرا هدف آن‌ها، این نیست که شما را تحت تاثیر قرار دهند تا از آن طریق سودی نصیب‌شان شود. فرض کنید شما با یک فرد استرالیایی رابطه‌ای پیدا کرده‌اید که می‌توانید با او درباره ویژگی‌ها و کیفیت زندگی در استرالیا سوال کنید. اولا باید دقت کنید که او کیست؟ چند سال دارد؟ تا چه مقطعی و در کدام دانشگاه درس خوانده است؟ مذکر است یا مونث؟ وضعیت کنونی زندگی و رفاه او، به شرط اینکه بتوانید از آن بپرسید و اطلاع داشته باشید، چگونه است؟ در کدام ایالت و در کدام شهر از کدام ایالت استرالیا زندگی می‌کند؟ و ده‌ها سوال دیگر که پاسخ آن‌ها می‌تواند در میزان اعتماد شما به او، برای استفاده در تصمیمی که می‌گیرید موثر باشد.

اطلاعاتی که از یک فرد بومی می‌گیرید آن‌قدرها برای ایرانیان مهاجر موثر و کاربردی نیست! برای مثال من این تجربه را از تحصیل و زندگی در انگلستان دارم که مهم‌ترین دغدغه‌های همکلاسی‌های انگلیسی‌ام، این بود که در انتخابات محلی کدام فرد رای بیاورد یا چه کسی از حزب کارگر، وارد کابینه دولت شود. در روزهای اول زندگی در استرالیا، وقتی از یکی از همکاران دانشکده درباره زندگی در سیدنی سوال کردم، پاسخ داد که اینجا اصلا شرایط خوبی برای مردم وجود ندارد. او تاکید داشت که محصولات غذایی دریایی، که او عاشق آن‌ها بود، در استرالیا خیلی گران است و اعتراض داشت که چرا دولت باید این همه روی این محصولات مالیات ببندد و نیروی انسانی آن قدر کم باشد که شکار محصولات غذایی دریایی به آن گرانی تمام شود! برای من، هیچ کدام از این‌ها، اهمیت کلیدی برای زندگی یا تصمیم به زندگی به همراه نداشت.

گروه چهارم، بهترین گروهی هستند که می‌توانید از آن‌ها اطلاعات خوب و موثقی به دست آورید. در اینجا هم شرط‌هایی وجود دارد که باید به آن‌ها توجه کنید. از جمله اینکه آیا مرجع شما دارای تحصیل و تجربه تحصیل در کشور مقصد بوده است؟ تا چه مقطعی؟ در چه دانشگاهی؟ به چه صورت (محلی یا بین المللی)؟ در چه رشته‌ای تحصیل کرده است؟؛ در رشته «آب و هواشناسی» که هیچ ارتباطی با آموزش و آموزش عالی ندارد یا مثلا رشته «مدیریت آموزش عالی» که دقیقا وارد جزیی‌ترین ویژگی‌های دانشگاهی می‌شود و از همه جزییات دانشگاه، و کارکردهای آن سر در می‌آورد؟ آیا در آن کشور زندگی کرده است؟ برای چند سال؟ به چه صورت (دانشجو، مهاجر، شهروند)؟ آیا در آن کشور کار کرده است؟ حقوق گرفته است؟ مالیات داده است؟ بیمه شده است؟ آیا تنها زندگی کرده است یا به همراه خانواده؟ آیا فرزندان‌اش را به مدرسه برده است و در هر یک از مقاطع، آن‌جا تحصیل کرده‌اند؟ آیا تجربه‌های او محدود به همان کشور است یا تجربه‌های متعدد بین‌المللی دارد؟ در اینجا باید توجه داشته باشید که کیفیت زندگی در کشورهای مختلف، متفاوت است و تجربه‌هایی نیز که از زندگی در هر کشور به دست می‌آید، با هم یکسان نیستند. ضمن احترام به مردم کشورهای مختلف، باید اعلام کنم که نمی‌توانیم تجربه زندگی کسانی که در دانشگاه‌های کشوری مانند قبرس، کشورهای آسیای میانه، و حتی کشورهای جنوب شرقی آسیا درس خوانده‌اند، را با تجربه‌های زندگی حین تحصیل در کشورهای اروپا، امریکای شمالی و استرالیا و زلاندنو در کفه یک ترازو بگذاریم و مقایسه کنیم.

افراد گروه چهارم به عنوان کسانی که بیشتر از همه برای شما، واجد شرایط هستند، را کمتر می‌شناسید یا کمتر به آن‌ها دسترسی دارید اما اگر در این راه موفق بودید، با خیال آسوده می‌توانید به اطلاعات معتبر و مبنایی آن‌ها، برای تصمیم‌گیری درباره مهاجرت تحصیلی، فکر کنید.

جمع‌بندی

در این مقاله اطلاعات شاخص برای انتخاب مرجع تصمیم گیری ادامه تحصیل خارج اش کشور در اختیار شما قرار گرفت. از نگاه من پیش از هر چیز مهم است که شما قصد تحصیل در کدام کشور را دارید؟ اگر شما هم مانند برخی افراد دیگر، در این اندیشه باشید که پس از پایان تحصیلات در کشور مقصد درخواست مهاجرت و اقامت بدهید، دانستن حقایقی از زندگی در آن کشور، همزمان با تصمیم درباره تحصیل در آن، ناشی از دوراندیشی و نگاه بلند مدت و دقیق شما به ابعاد تصمیم‌تان است. اگر هم این چشم انداز را برای آینده خود در نظر ندارید، برای تحصیل خوب و دلخواه در رشته تخصصی خود، باید دانشگاهی را در «کشوری» انتخاب کنید که بهتر و بیشتر از همه امکان تحصیل با فراغ بال و آسایش و امنیت را برای شما به ارمغان خواهد آورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *